هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

135

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

آقا » ، نائب اصطبل مباركه ، تخت سوارى با يك قطار قاطر به جهت حمل‌ونقل باروبنه فرستاده بود . جناب « آقا » در حين حركت ، به جهت احترام مشايعين سوار تخت نشده ، اسب مخصوص خودشان را سوار شده ، جمع كثيرى از علماء و اعيان و اشراف شهر « تبريز » ، تا نزديكى « لاكه « 1 » ديزج » - كه در خارج آبادى و در اواخر باغات « حكم‌آباد » واقع است - به بدرقه آمده بودند . در آنجا وداع نموده ، مراجعت كردند . [ خواجه ديزج ] از آن‌جا جناب آقاى « ثقة الاسلام » سوار تخت شده ، عازم قريهء « خواجه ديزج » « 2 » گرديدند . « ديزج خواجه » از قراء محال سدّ و صحرا و از املاك موروثى و مختص جناب « آقا » است . اگرچه قريهء مزبوره محل نزول « قوافل » و منزلگاه نيست ، ولى جناب « آقا » به جهت « ضعف بنيّه » و « بعد مسافت » منزل اولى ، كه « صوفيان » باشد ، اين‌جا را اوّل منزل قرار دادند . بعد از ظهر ، جمعى از مشايعين مرخّصى حاصل نموده ، مراجعت كردند . جمعى ديگر تا فردا حضور داشتند . شب را در قريهء مزبور توقف شد . اين قريه در زمين شوره‌زار ، قدرى دور تر از رودخانهء « آجى » « 3 » ، در دو فرسخى شهر ، ما بين شمال و مغرب آن واقع است . آب شيرين ندارد . بايد از حوالى شهر آب بياورند ، ولى خودشان به خوردن آب شور معتاد هستند . « حاجى عبد اللّه » كه در اين سفر ملازم خدمت بود ، كدخداى اين قريه است . روز شنبه ، بيست و هفتم شهر شعبان 96 [ 12 ه . ق . ]

--> ( 1 ) . در اصل لاحه ؟ احتمال دارد لاكه يا لانجه باشد ، اما واژه فاقد نقطه است . ( 2 ) . خواجه ديزج , ( Xajeh dizaj ) روستايى از توابع بخش مركزى شهرستان تبريز در 7 كيلومترى شمال خاورى مايان پائين . ( 3 ) . آجىچاى ( Aji C ? ay ) كه به آن تلخه رود ( Talxeh rud ) هم مىگويند و 268 كيلومتر طول دارد و از دامنهء جنوبى كوه سبلان سرچشمه گرفته و از نواحى شمال تبريز و شبستر مىگذرد و به درياچه اروميه مىريزد .